reeeeeeeraaaaaaa

Name: rira

Friday, December 30, 2005

خرده ریز های دل من

در باور قليل ما تعادل سکون هميشه ترانه تنهايی است

خدايا اين بغض بی قرار که فرصت نمی دهد


دلم می خواست کسی در حوالی احوال من نبود دلم برای خواندن همان آواز قديمی تنگ است

Thursday, December 29, 2005

.بازم من

و ازامروز سعي ميکنم اين من را که مثل طناب دار به دور گردنم بسته شده را باز کنم ... تا به تو و در آخر به او برسم .....